شهاب الدين دميرچى
5
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي )
سخن آغازين فرهنگ هر جامعه ، پايه حيات مادى و توسعه تمدن و حيات معنوى آن است و براى سامان دادنش ، هرچند فرهنگها اصول و عناصر سازنده گوناگون دارند ، با تكيه بر وجوه مشترك آنها ميان ملتها پيوند دلپذير و تأثيرگذار برقرار كرد و در اين ميان ملتهايى كه داراى پيشينه دينى ، تاريخى و تمدنى فرازمندند ، با برخوردارى از قوه خودباورى ستودنى ، به فراتر از مرزهاى خود مىانديشند و از برخورد انديشهها و تعامل با ديگر اقوام و ملل هراس ندارند . گاه ملتى توانسته است انديشه ، هنر ، ادب و علم را از ديگران گلچين كند و به فناورى پيشرفته دست يابد ، بىآنكه از پيشينه تاريخى و اصالت دينى برخوردار باشد و گروهى به عكس ، با برخوردارى از هويت كمنظير فرهنگى و پيشينهء ستودنى ، دسترنج كوششهايشان در پى جنگها و تهديدها و فشارها ، به يغما مىرود . چندى نمىگذرد كه حاصل تلاشهاى آنان در پروندهء اينان ثبت مىشود و افتخار فرزانگى نصيب يغماگران مىگردد . از اينروست كه قامت آراستن و ايستادن بر پيشينه تمدن و تلاش در راه وحدت هويتى و ريشه فرهنگى و دينى و شناختهشدن و شناساندن خويش به تكيهگاه معنوى ، فرهنگى و جغرافيايى ويژه براى پيش رفتن در گذرگاه پيشرفت و توسعه امرى ضرورى است و در اين ميان تكيه بر اصول تا اصرار بر فروع و ايستادن بر ريشهها تا شاخهها ، بسترساز هرچه بيشتر بصيرت كلاننگرى بينالمللى است . تأثير شخصيتهايى چون فارابى ، ابوريحانى بيرونى ، ابنسينا ، جابر بن حيان ، خوارزمى ، زكرياى رازى و سهروردى ، كه افكار و انديشه آنان در